شنبه 1384/09/12
از چشمان بی فروغ گفتمش
که شاید هراس چنینشان کرده
از زیبایی محکوم به فنا
از تسخیر بی پایان اشک
به آیینه نگریستن دشوار است
وگرنه در می یافتم
همین چشمان بی سو و متورمم است
تاوان دلمردگی این ایام
روزها و گفته ها و آیینه ها را پلک می زنم
اگر چشمانم نمیرند...
نوشته شده توسط مسعود میر در ساعت 9:13 بعد از ظهر | لینک
|